تبلیغات
حرفهایی ازجنس نگفتن - من و....تو

تقدیم به آنکس که آفتاب مهرش از آستان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد...


نویسنده :عرفان
تاریخ:جمعه 4 آذر 1390-11:28 ب.ظ

من و....تو

 در یک آشنایی دوستانه .....

                  ما با هم دست دادیم...

تو فقط دست دادی و من ، همه چیز از دست دادم....

من هر روز تلاش میکنم تا در خاطرم بماند و تو هر روز تلاش میکنی تا فراموش کنی.....

                       چه بلاتکلیفند خاطراتمان!!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


shoe lifts australia
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 01:43 ب.ظ
Thanks for sharing such a fastidious opinion, piece
of writing is pleasant, thats why i have read it fully
سکوت دل
چهارشنبه 27 فروردین 1393 02:25 ب.ظ
حکایت عاشقانه ی من کوتاه است ..من عاشق او بودم واو....عاشق او....
پاسخ عرفان : بی وفاترین دنیا...
دنیای دستهاست!!!
امروز دستت را میگیرندو فردا همان دستها را برایت تکان میدهند...
سارا!!!!:)
جمعه 16 دی 1390 10:22 ب.ظ
عالیهههههه!
fatima
یکشنبه 6 آذر 1390 11:14 ب.ظ
این مطلبت عاااااالی بود
پاسخ عرفان : نوش جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر