تبلیغات
حرفهایی ازجنس نگفتن - قطره اشک...

تقدیم به آنکس که آفتاب مهرش از آستان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد...


نویسنده :عرفان
تاریخ:یکشنبه 27 آذر 1390-01:08 ق.ظ

قطره اشک...

هربار که مرا میدید ساعتها گریه میکرد!
آخرین بارکه به سراغم آمد،دیوانه وار میخندید!!
وقتی که حالت استفهام را درنگاه من دیدباطعنه گفت:
تعجب نکن که چرا میخندم!من دیگر آن زن سابق نیستم...
بس بود هرچه قاه قاه خندیدی ومن های های گریستم!!...
تازه حرفش را تمام کرده بود که یکباره قطره اشکی سرگردان،در گوشه چشمش لنگر انداخت!!
باطعنه گفتم:
بنابود دیگر گریه نکنی پس این قطره اشک چیست؟؟
اشک رابا دست پاک کرد وفیلسوفانه گفت:
این؟این قطره،اشک نیست!نقطه است!!میفهمی؟؟نقطه...
این نقطه ایست که به آخرین جمله آخرین فصل کتاب ایمانم به عشق مردان گذاشتم!!
من دیگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم جز..
                                           به یکپارچگیشان در نامردی!!!

                                                                      ((کارو))



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


sara
سه شنبه 27 تیر 1391 07:18 ب.ظ
vayyyyyyyy khoda kheyliii ghashng bod.
پاسخ عرفان : ممنونم.میبینم که دوباره کلبه تنهایی منو روشن کردی!!
fatima
یکشنبه 4 دی 1390 03:14 ب.ظ
با سلام و احترام:
آدرس وبلاگم با نام قبلی هیچستان، به دلایلی تغییر کرد.با عرض شرمندگی،آدرس و عنوان جدید را لینک بفرمایید.
منتظر حضورتان هستم.شادباشین
پاسخ عرفان : سلام ممنون که خبر دادی دشمنت شرمنده عزیزم.اصلاح شد.
ghazal
پنجشنبه 1 دی 1390 06:18 ب.ظ
همسر
چهارشنبه 30 آذر 1390 09:44 ب.ظ
مردها از مردی اسمی یدک می کشند و بس نامردها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر