تبلیغات
حرفهایی ازجنس نگفتن - هنوز هم....تویی!!!

تقدیم به آنکس که آفتاب مهرش از آستان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد...


نویسنده :عرفان
تاریخ:جمعه 14 بهمن 1390-01:02 ب.ظ

هنوز هم....تویی!!!

این شعر زیبا رو یکی از بهترین دوستانم به اسم

 عرفان برام فرستاده ومن از همین جا ازش تشکر

 میکنم...

 

هنوز هم سوار مرکب خیال من تویی

هنوز هم یگانه شاهکار این قلم تویی


هر آن به یاد تو به مدح عشق می رسم


و باز شرح هر نگاه عاشقانه ام تویی


اگر که عشق راز هستی است


تو راز نه . . . که عشق هستی و تمام هستیم تویی


به شوق مرده در نگاه خویش ،مژده میدهم


که پاسخ تمام انتظار صادقانه ام تویی


زلال و پاک مثل چشمه ای


و من ز جنس سنگریزه های بی بها


برای من طلوع کن . . . برای من


برای او که هستیش بدون تو . . . رسید به انتهای

 انتها


خروش کن درون من

که تو معنی تمام ترانه ای . . .

غزل برای معنی تو کوچک است

و من حقیرتر از تصورت

چه خوب بود اگر خلاصه می شدی به قدر آسمان

برای من . . . برای من . . . که یک تصور زمینی ام

هنوز هم تو بهترین بهانه ای

هنوز هم تو، تو بر ترین تصوری

هنوز هم تو برترین خیال عاشقانه ای

هنوز هم برای دیدنت دلم هزار باره می تپد

هنوز هم برای از تو گفتن ...این قلم به آسمان . . .

 

به هفت فلک بی ستاره می رسد

نشانه ظهور بودی

و دلیل بی دلیل من برای حذف قیدها

چه نیک گرفته ای ز من . . . عنان اسب سرکش نگاه

را

بیا . . .

بیا که حال وقت سازش است

بیا که دل اسیر صد هزار خواهش است

بیا که تا هنوز هم

صدای پای هر مسافری مرا به شهر خاطرات می برد

حضور هر شقایقی تو را به یادمن می آورد

و عطر یاس های بی قرار به صد هزار خیال خام مرا

 

به دشت خواب می برد

تویی قرار بی قرار من...

تویی تصور زلال من... 

 ومن هنوز اسیر لحظه های سوخته...

برای با تو بودن است که انتظار می کشم . . .

 

دل نوشت:به افتخار بهروز وثوقی که میگفت:

              رفیق آلو نیست که بهش نمک

              بزنی،عاشق نیست که بهش کلک بزنی..

              رفیق با ارزشه باید جلوش زانو بزنی...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


بنفشه
جمعه 14 بهمن 1390 09:12 ب.ظ
مگه عرفان خودتون نیستید؟
پاسخ عرفان : جرا خودم عرفانم دوستمم اسمش عرفانه
erfan
جمعه 14 بهمن 1390 01:29 ب.ظ
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم
گرچه میدانم كه عمری در غریبی زیستم
مثل رودی بستر این خاك را طی كرده ام
تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم
در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق
لب شكست از خشكی اما همچنان می ایستم
دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود .
گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم .
ای فریماه شب تار یاریم كن تا بدانم سایه گمگشته ای از كیستم . . .
پاسخ عرفان : زیبا بود ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر